خواجه نظام الملك الطوسي

260

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

و مردمان بعضى برغبت و هوا و بعضى از جهت موافقت « 1 » پادشاه در مذهب مزدك همى شدند و از ولايتها و نواحيها مردم روى به حضرت نهادند و پنهان و آشكارا در مذهب مزدك همى شدند . اما بيشتر از بزرگان و رعيت و لشكرى رغبت نكردند و ليكن از قبل حشمت پادشاه چيزى نمىيارستند گفت و از موبدان هيچ كس در مذهب مزدك نشد . گفتند « بنگريم تا از زند و فستا چه بيرون آرد . » 4 - مزدك چون ديد « 2 » كه پادشاه در مذهب او آمد و مردمان از دور و نزديك دعوت او قبول مىكنند مالها در ميان نهاد و گفت « مال بخشيدنى است « 3 » ميان خلايق . همه بندگان خداىاند و فرزندان آدم‌اند ، بهرچه حاجت‌مند باشند بايد كه از مال يكديگر خرج مىكنند تا « 4 » هيچ كس را در هيچ معنى بىبرگى و درماندگى نباشد و متساوى الحال باشند . » چون قباد را و هم‌مذهبان را بر اين راست بنهاد و باباحت [ 115 b ] مال راضى شدند آنگاه گفت « زنان شما چون خواستهء شماست ، بايد كه زنان را چون مال يكديگر شناسيد و هركه را بزنى رغبت افتد با او گرد آيد و رشك و حميت در دين ما نيست تا هيچ كس از لذّات و شهوات دنياوى بىنصيب نباشد و در كام و « 5 » آرزو بر همه كس گشاده بود . » و پس مردمان از جهت اباحت زن بمذهب مزدك رغبت بيشتر كردند خاصه مردم عام . و چنان آيين نهاد كه اگر مردى بيست مرد را بخانهء خويش مهمان بردى و نان و گوشت و سيكى و مطرب و همه برگ راست كردى اين همه مهمانان يك يك برمىخاستندى و زن او را از كار مىآوردندى « 6 » و بعيب نداشتندى . و عادت چنان بود كه هركه در خانه‌اى شدى تا با زنى گرد آيد كلاه بر در خانه بنهادى .

--> ( 1 ) - موافقت N - PC ( 2 ) - ( مزدك ) جون ديد PC : جون ديدند NK ( 3 ) - بخشيده نيست NPC : بخشيد نيست K ( 4 ) - تا N - : PCK ( 5 ) - و N - : PCK ( 6 ) - از كار مىآوردندى N : ( به كار P ) ( بر كار K ) داشتندى PK : خلوت كردندى C